X
تبلیغات
خوش آمدید دوستان عزیز نظر یادتون نره

خوش آمدید دوستان عزیز نظر یادتون نره
همه چی دون
آخرين مطالب
راندا برن (یاسی) :


این مرحله یکی از مهمترین مراحل رسیدن به ارزوست ...
بسیار بسیار مهم
اغلب فراموش میشه و تلاش هایی که بی نتیجه میمونه و گله و شکایت ها شروع میشه که ای خدااااا پس چرا نرسیدم ؟
ای خدااا پس کی ؟
و سرگردان و حیران و ناامید دوباره به دنبال راه حل جدید...
ازین کتاب به اون کتاب
البته مطالعه خوبه هااااا ... ولی مطالعه بی عمل فقط باعث میشه حیران تر و سردرگم تر بشیم

واستون مثالی از عباس منش میگم :
بسیاری از ما ارزوی قشنگمون رو در دفترمون می نویسیم مثلا می نویسیم من میخوام رییس بیمارستان بشم و شروع می کنیم به دنبال راه حل های متعدد
ولی شب که میخوایم بخوابیم یا هر وقت با خودمون خلوت می کینم میگیم :
ای بابا من کجا و رییس بیمارستان شدن کجا ... من هیچوقت به اون بالا بالاها نمیرسم ... بابا پارتی میخواد هااا دلت خوشه ؟...
ما که شانس نداریم !یعنی میشه ؟
ای خدا یعنی میشه من رییس بیمارستان بشم ؟ اره ؟
خدا وکیلی اینجور نمیگیم ؟؟؟
این یعنی دوگانگی ...
یعنی ما به طور واقعی باور یا ایمان نداریم به ارزومون می رسیم
(به قول عباس منش این قسمت رو چند بار بخونید تا متوجه بشید چرا تا به حال به ارزوتون نرسیدید )

خلاصه یه یک ساعتی با خودمون کلنجار میریم ( بعضی ها هم چند روز یا ... )
دوباره روز بعد میریم سراغ دفتر ارزوهامون و به خودمون میگیم برم وب شمیم جونم ببینم چجوری به ارزوم برسم ؟ بعد هی ازین و اون می پرسیم به نظرت چجوری به ارزوم برسم ؟
خب دیگه طبق معمول همه راه ها اینه :
تجسم , نامه نوشتن به فرشته ها و تابلو تجسم و ....
و صد البته که همه این ها بسیار عاااااااالی هستند و جز بزرگ قانون جذب و رسیدن به ارزوهاست و من با اینکه خودم تا حالا هیچکدوم رو انجام ندادم ولی میدونم مهم هستند ...
بگذریم ...

حرف من این هست تا زمانی که نتونیم افکار منفی رو کاملا استاپ کنیم هیچ روشی جوابگو نیست ...دقیقا هیچ روشی ...
حال سوال پیش میاد :
عه راندا جونممممم ,پس من چیکار کنم به ارزوم برسم ؟
راندا بدو یه راه حل موشکی بده من میخام به ارزوم برسم ؟

عزیزم
تا زمانی که دل و زبان شما یکی نشه به ارزوتون نمی رسید
البته ببخشیداااااا
هر وقت دل و زبان ما یکی بشه به سرعت برق و باد به ارزوی قشنگمون میرسیم ...

بله !
باید با تمام وجود ( دل و زبان ) راجه به خواستمون مثبت حرف بزنیم
و باور کنیم خدا جونم از راه های عجیب و شگفت انگیز ما رو به ارزوی قشنگمون میرسونه ... دقیقا عجیب و شگفت انگیز

به قول اسکاول شین جونم :
ذهن استدلالی باید کاملا رها بشه چون به هیچ دردی نمیخوره
ذهن استدلالی یعنی افکار منفی
ذهن استدلالی یعنی دل و زبان یکی نبودن ...

یادمون باشه نمیتونیم سر خدا جونم رو کلاه بذاریم ...
باید با تمام وجود , بله ! دقیقا تمام وجود ( تمام وجود یعنی یکی شدن دل و زبان ) باور کنیم به ارزوی قشنگمون میرسیم و مقدمات اون رو فراهم کنیم ...
(یعنی ایمان فعال نشون بدیم )

حالا من بعضیا رو دیدم ( منظورم اینجا نیستااا ... منظورم شهر خودم هست )
که ایمان فعال نشون دادند ... مثلا رفتند جهاز خریدن , یا لباس عروس پرو کردند , یا لباس شب خواستگاری خریدند و ...
ولی چون در دل و زبان یکی نبودند متاسفانه یا خیییییییییلی دیر به ارزوشون رسیدن و یا هرگز نرسیدن

به به چه رازی بودااا ... من که خودم کلی کیف کردم
چه انتظار شیرینی بود نه ؟


برچسب‌ها: موفقیت
[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:37 ] [ شمیم ]

راه معمول دیگر فرشتگان برای صحبت با ما از طریق نشان دادن توالی اعداد است. معانی ابتدایی پیام های اعداد که از طرف فرشتگان می بینید به شرح زیر است:

0 - یک پیام عشق از طرف خالق است.

1- به افکارت توجه کن و به جای ترس هایت، فقط به خواسته هایت فکر کن، چرا که تو هر آن چه را که فکر می کنی، جذب خواهی کرد.

2- ایمانت را حفظ کن و امیدت را از دست نده.

3- اساتید مقرب با تو هستند و به تو کمک می کنند.

4 - فرشتگان در این موقعیت با تو همکاری می کنند.

5- یک تغییر مثبت به سمت تو می آید.

6- تمام نگرانی ها و ترس هایت در مورد مادیات و دنیای فیزیکی را به خدا و فرشتگان واگذار! افکارت را میان مادیات و معنویات متعادل کن!

7- تو در مسیر درست قرار داری، پس راه را ادامه بده.

8- فراوانی به سمت تو می آید.

9- بدون تأخیر بر روی رسالت زندگی خود کار کن.

هنگامی که ترکیبی از این اعداد را می بینید، کافی است به آسانی معانی بالا را با هم جمع کنید. برای مثال اگر عدد 428 را می بینید می تواند این معنی را داشته باشد: " فرشتگان با تو هستند، پس ایمانت را حفظ کن! همان گونه که فراوانی به سمت تو می آید."

منبع: سایت دکتر مطلب برازنده www.drmotaleb.com

****

اعداد سه رقمی:

111- افکار خود را به دقت بازبینی کنیدو مطمئن شوید که تنها به آن چیزهایی که می خواهید فکر می کنید نه به آن چیزهایی که نمی خواهید. این توالی اعداد نشانه آن است که دروازه ای از فرصت ها به رویتان گشوده شده است. و افکارتان در سرعت بی سابقه ای در حال آشکار شدن به شکل آرزوهای دلخواهتان هستند. شماره 111 شبیه روشنایی یک لامپ پرنور است. این عدد به این معناست که کائنات تصویری از افکار شما دریافت کرده و در حال به واقعیت رساندنشان است. آیا شما از افکاری که توسط کائنات ربوده شده است خوشحال و راضی هستید؟ اگر راضی نیستید، افکارتان را تصحیح کنید... اگر در کنترل کردن و بازبینی افکارتان مشکل دارید از فرشتگانتان درخواست کمک کنید.

123- زندگیتان را ساده تر کنید. از شر هر چیزی که وقت، زمان، یا دارایی تان را از بین می برد خلاص شوید - مخصوصاً از دست چیزهایی که شما را از هدف زندگیتان دور نگه می دارند. نگهبانان الهی در این فرایند به شما کمک خواهند کرد.

222- ایمان داشته باشید. همه چیز رو به راه خواهد شد. نگران هیچ چیز نباشید، چون این موقعیت خودش به بهترین وجه برای هر کسی که در آن درگیر است حل و فصل خواهد شد.

333- نگهبانان الهی نزدیک شما هستند، مشتاقند بدانید که کمک، عشق و همراهی آنها را دارید. اغلب نگهبانان الهی را صدا بزنید، به خصوص وقتی عدد 3 را در اطرافتان می بینید. 

444 - در این لحظه هزاران فرشته شما را احاطه کرده اند، دوستتان دارند و از شما محافظت می کنند. شما اتصالی بسیار قوی و روشن با قلمرو فرشتگان دارید و خودتان نیز یک فرشته ی زمینی هستید. از هیچ چیز نترسید - همه چیز روبراه است.

555 - کمربندهایتان را ببندید. یک تغییر بزرگ در زندگیتان در حال وقوع است. این تغییر قطعاً یک تغییر "مثبت" یا "منفی" نیست چون همه ی تغییرات یک بخش طبیعی از جریان زندگی هستند. شاید این تغییر پاسخ دعاهایتان باشد، پس خودتان را در آرامش ببینید و حس کنید.

666 - در حال حاضر افکارتان از تعادل خارج شده اند، و بیش از حد روی دنیای مادی متمرکز شده اید. این توالی اعداد از شما می خواهد که تعادلی بین افکار معنوی (بهشتی) و مادی (زمینی) تان ایجاد کنید. فرشتگان از شما می خواهند که روی معنویات و کمکهای عام المنفعه تمرکز کنید، و مطمئن باشید که نیازهای مادی و عاطفی تان نیز در نتیجه ی افکار معنویتان برآورده خواهند شد.

777 - فرشتگان شما را می ستایند... "تبریک! شما رو دور موفقیت افتاده اید ! به کارتان ادامه دهید و بدانید که آرزویتان در حال به وقوع پیوستن است". این یک نشانه ی فوق العاده مثبت است و شما باید منتظر معجزات بیشتری نیز باشید.

888 - یک مرحله از زندگیتان رو به اتمام است، و این نشانه یک اخطار قبلی است جهت مهیا شدن برای مرحله ی بعد. این توالی اعداد ممکن است به این معنی باشد که یک شغل یا رابطه ای در حال به پایان رسیدن است. همچنین به معنی نوری است در دل یک تونل. و نیز به این معناست که، محصولات رسیده اند. آنها را برداشت کنید و لذت ببرید. به عبارت دیگر، برای حرکت کردن یا لذت بردن از ثمرات زحماتتان این دست و آن دست نکنید.

875 - تغییری که ایجاد کرده اید شما را در مسیر درست متجلی ساختن فراوانی ها در تمام ابعاد زندگی قرار داده است.

999 - دست به کار شو! دنیا هم اکنون به هدفِ الهی زندگی تو نیاز دارد. به طور کامل، بدون ترس و تردید بر کشتی رسالتت سوار شو (مأموریتت را شروع کن).

000 - یادآوری این نکته که خدا با توست، حضور عشق خالق ات را در درونت حس کن. همچنین به این معنیست که موقعیتی دوباره به سرجای اولش برگشته است.

منبع: www.beliefnet.com


برچسب‌ها: فرشتگان
[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 23:48 ] [ شمیم ]


الیسان.د از ازمیر ترکیه
اولین باری که راز را خواندم ،مبهوت و شگفت زده شدم.احتیاج داشتم قدم بزنم و در موردش فکر کنم.بنابراین بیرون رفتم.شب بود و خیابانها خلوت بودند.تصمیم گرفتم راز را امتحان کنم.به خودم گفتم به ماشین مورد علاقه ام فکر می کنم.یک آئودی Q7مشکی و اجازه نمی دهم که هیچ فکر دیگری به ذهنم وارد شود.یک آئودی Q7مشکی را تصور کردم که به من نزدیک می شود.
کاملا مطمئن بودم که به طرفم می آید.هیچ شکی نداشتم.با تک تک سلولهای بدنم آن را احساس کردم.با این حال ماشین مورد علاقه ام از خیابان رد نشد ولی پش از آن وقتی به سمت دیگر خیابان چرخیدم اتفاق جالبی افتاد.
یک آئودی Q7مشکی در مقابلم بود.ماشین پارک شده بود و هیچ سرنشینی نداشت.واقعا هیجان زده شدم و اعتقاد من به راز شروع شد.


ترجمه از الی بهار

[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:13 ] [ شمیم ]

تجربهء الی بهار عزیز از "راز" :

من میخوام تجربه یکی از جذبهامو به اشتراک بذارم در واقع اولین استفاده اگاهانه من در مورد قانون قدرتمند جاذبه.
من در مورد قانون جذب زیاد خونده بودم یعنی از وقتی کلاس دوم راهنمایی بودم در موردش میدونستم اما هیچوقت ازش استفاده نکردم چون فکر می کردم من نمیتونم یا در مورد من جواب نمیده.
وقتی کتاب راز به بازار اومد خوندمش و فیلمش رو هم دیدم ،ولی بازم عملیش نکردم ،میگفتم اگه نشه چی؟
یک سال بعد از خوندن راز تصمیم گرفتم اگاهانه از قانون جذب استفاده کنم،تصمیم گرفتم یه شاخه رز سبز رو جذب کنم،نتونستم و کلی ناامید شدم.
تا اینکه امسال بعد عید تو روال انجام تمرینات کتاب جادو تصمیم گرفتم این دفعه واقعا و اگاهانه از قانون جذب استفاده کنم،به خودم گفتم الی مگه چی رو از دست میدی؟
و اینطور شد که تصمیم گرفتم یه شاخه رز سرخ رو جذب کنم.تقریبا سه هفته گذشت ولی خبری نشد،دیگه داشتم ناامید میشدم.
یه عکس از یه گل سرخ روی یه ظرف دیدم،عکسش رو کندم و اینطور وانمود کردم انگار که همین حالا گرفتمش و اون عکسو روی کمدم چسبوندم،به خودم گفتم طوری وانمود کن انگار داریش،کلی ذوق کردم و سپاسگزاری کردم و طوری رفتار کردم انگار دارمش،هر بار به کمدم نگاه میکردم به خاطر رز قشنگم سپاسگزاری می کردم.
به خودم گفتم حالا که رز سرخم رو گرفتم بهتره برم سراغ بقیه خواسته هام،تو اینترنت عکس رز سبز سرچ کردم و شروع کردم تصور کنم که دارمش.

سه روز بعد یه مطلب خوندم در مورد جعبه آرزوها، یه جعبه خوشگل تو وسایلم داشتم و تصمیم داشتم از اون به عنوان جعبه ارزوهام استفاده کنم، نرفتم سراغش تا اینکه اومدم به وبلاگ شمیم سر زدم دیدم یه مطلب جدید گذاشتن و در مورد جعبه ارزو ها بود باز،کاملا قانع شدم برم جعبه رو از تو وسایلم بردارم.
وقتی جعبه رو برداشتم و تکونش دادم یه صدایی اومد از توش،گفتم حتما کارت تبریکی چیزیه، اخه اون جعبه مال کادو تولدم بود از طرف دوستام... در جعبه رو که باز کردم شوکه شدم، گلهای رز خشک شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوتا رز سرخ، دوتا بنفش، یه دونه صورتی و یه دونه هم رز سبز!!!!!!!!!!!!!!!
تمام این رنگها رو تو اینترنت سرچ کرده بودم وبه خودم گفته بودم وقتی رز سرخم رو جذب کردم خشکش میکنم به عنوان اولین تجربه ام و گلها هم خشک شده بودن.
حالب اینه که من بارها و بارها اون جعبه رو تو وسایلم دیده بودم و مطمئن بودم که خالیه،کلی خوشحال شدم و اینو فهمیدم وقتی میگن کائنات بخشنده اس یعنی چی،تمام گلهارو یه جا بهم داد.
البته من یه درخواست دیگه بعد این ماجرا به کائنات دادم . گفتم یه شاخه رز سرخ تازه میخوام،و چه خوب میشه اگه تو گلدون باشه تا بتونم مدت زیادی نگهش دارم یا بکارمش،یه هفته بعدش که امروز باشه خواهر گلم یه گلدون گل رز سرخ برام خریده بود.بهم گفت: الی این گلدون مال توئه،اینا رز سانازه، میتونی همین طور تو گلدون نگهشون داری اگه هم دوست داشتی بکارشون!!!
از کائنات سپاسگزارم که وافعا بخشنده اس،از خواهر گلم متشکرم و از شمیم هم متشکرم به خاطر وبلاگ قشنگش.
سپاسگزارم،سپاسگزارم،سپاسگزارم.

[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 21:25 ] [ شمیم ]
سلام دوستان،  میترا جون لطف کردن در مورد جعبه آرزوها (که خودشون برای سلامتی مادرشون درست کرده بودن) توضیحاتی دادن که من به آخر همون پست اضافه کردم. لطفاً مطالعه کنید. :)

تجربهء میترای عزیز از راز

[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:49 ] [ شمیم ]

مستانه:


بذارین اول از اینجا شروع کنیم که عشق فرستادن یعنی چی؟
یعنی اینکه ما بزرگترین نیروی طبیعت رو به کار ببریم واسه جذب اشیا ، موقعیتها یا افراد . البته نه فقط جذب، ما میتونیم موقعیتها ، رویداد ها ، اشخاص و عوامل منفی رو با این نیرو به مثبت تبدیل کنیم.


راههای زیادی واسه عشق فرستادن وجود داره.

یکی از این راهها تفکرات مثبت راجع به خواستمونه. حالا اون خواسته چه مادی باشه چه معنوی. وقتی نسبت به کسی که باعث رنجش شما شده از صمیم قلب با یه حس واقعی مثبت فکر کنین دارین در واقع براش عشق میفرستین.

راه بعدی تجسم مثبت در مورد خواسته است. وقتی تصویرای زیبا از شخصی یا موقعیتی تو ذهنتون میبینید در واقع با عشق به اون شخص یا موقعیت متصل میشید.

راه بعدی دعای خیر هست. چه واسه یه خواسته مثل ماشین یا پول ، چه یه شخص خاص. این دعای خیر نباید اینجوری باشه که خدایا قلب این شخصو نسبت به من مهربون کن. باید اینجوری باشه که خدایا وجود این شخص رو سرشار از عشق آرامش و شادی کن. وبهترین موقعیتها یا عشقها رو در مسیر زندگیش قرار بده. یادتون باشه عشق خودخواهی نمیشناسه. عشق آزاد میکنه ، رها میکنه. واگه دعا این باشه که هر کسی طبق مصلحت برتر خودش عمل کنه این میشه عشق واقعی.

راه بعدی و اصلی استفاده از تجسم نور هست. نور سفید که همون عشقه. این نور سرشار از شادی ، آرامش ، بخشایش و تمام ویژگیهای مثبته. حالا وقتی تو ذهنتون یه کسی رو یا یه خواسته ای رو توی نور قرار میدین ، ببینین چه عشق عظیمی به سمتش میفرستین و هم اینکه با این نور شما به وضوح میرسین و تمام نکات مبهم براتون روشن میشن.

این نور میتونه از دل آسمون بیاد یا اینکه اونو مثل یه ستون تجسم کنین. اون شخص رو که باهاش مشکل دارین یا میخواین بهش عشق بدین رو توی نور قرار بدین و مستقیم توی چشماش نگاه کنین و با صمیمی ترین الفاظ و از ته دلتون باهاش صادقانه حرف بزنین. وقتی یه شخصی رو توی نور قرار میدین حتما تصور کنین که اون شخص خیلی شاده ، لبخند میزنه و تمام توجهش به حرفهای شماست.


هروقت یک عضو از بدنتون درد میکنه یا مشکل داره، اون عضو رو توی نور قرار بدین وببینین که نور سفید همه اون عضو رو میپوشونه و سلول به سلول اون عضوتون سرشار از عشق و گرما میشه.



گذشته های تلخ و دردناک ، خاطرات ناراحت کننده و همه رویدادهای منفی رو توی نور قرار بدین ودوباره نگاهشون کنین و اونها رو از عشق لبریز کنین.


خواسته هاتون رو توی نور قرار بدین و اونا رو با عشق محاصره کنین تا ویژژژژژژژژژژژژ بیان سمتتون.
تمام ترسهاتونو توی نور قرار بدین و بذارین عشق تمام این ترسها رو تبدیل به خودش بکنه.
حتی وقتی یه فکر منفی میاد تو ذهنتون یا کسی که نمیخواین بهش فکر کنین ، سریع یه نور بفرستین طرفش و محوش کنین.



این بازی با نور غوغا میکنه ولی باید تکرار شه . شاید در مورد یه قضیه با یه بار تجسم جواب بده اما یه مورد دیگه احتیاج به عشق بیشتری داشته باشه. فقط یادتون باشه که این نور وقتی کار میکنه که شما اونو با صمیمیت و از عمق وجودتون طلبش کرده باشین.


البته خیلی راههای دیگه واسه فرستادن عشق هست.
نکته آخر اینکه وقتی واسه یه خواستتون از همه راهها استفاده میکنین انرژی با سرعت بیشتری جریان پیدا میکنه و فعال تر میشه.

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 22:31 ] [ شمیم ]

تجربه ی عسل عزیز از راز :

سلام.میخوام یه تجربه ی دیگمو که از طریق قانون جذب واسم اتفاق افتاده رو واستون بگم لطفا تو سایت بزارین.من ازینکه سوار ماشین بشم و تو ماشین اهنگ پخش شه خیلی لذت میبرم.از زمانی که همچین چیزی رو خواستم البته اگاهانه جذبش نکردم فقط حس خیلی خوبی بهم دست میداد که وقتی سوار ماشین میشم اهنگ پخش میشد هردفعه سوار ماشین خطی میشم تا برم دانشگاه یا هر جای دیگه صد در صد اهنگ پخش میشه من این موضوع رو به خواهرم گفتم بعد گفتنه این موضوع منو خواهرم چند باری بیرون رفتیم و وقتی سوار ماشین میشدیم یا اهنگ در حال پخش بود یا راننده وسط راه اهنگ میزاره و کلا من خیلی کیف میکنم تا به مقصدم برسم.مرسیییییییی کائنات عزیزم.

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:34 ] [ شمیم ]

ابرها:


برچسب‌ها: داستان
[ شنبه سی ام شهریور 1392 ] [ 1:15 ] [ ehsan alijani ]
درباره وبلاگ
برچسب‌ها وب
آرشيو مطالب